فریادِ کُشتگان

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۰۶ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۴۲ نوشته شده توسط Administrator سه شنبه ۰۶ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۳۸

هنوز گیجم از تب و درد.

پرنده ی آزادِ باغچه هم که سالها می خواند،

به محضِ دیدنِ من

سر درونِ بال اش کرد.

هنوز نمی دانم از پسِ تیربارانمان این بار

چرا کسی نماند که برخیزد

و زخمهایش را به پایِ تماشاگران ریزد؟

همیشه کسی می ماند

و این پرنده برای او می خواند.

هنوز گیجم و خوابگرد.

نگو که تیرها یکی ش گلوی پرنده را پر کرد./

============

واشینگتن ، ۲۸ تیر ۹۴

 

 

آفرینش

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

نوشته شده توسط Administrator جمعه ۱۹ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۲۲:۳۲


گم که می شوی از بام فرو می افتم
راه
کجاست
که تابش نورش نشانه ئی باشد؟
ماه
کجاست؟

بر بام که هستم
می رسد دستم به نوازش روی اش.

ماه
به من می ماند
وقتی که در آغوش تو رها می شوم
وقتی که زمستان
همیشگی ست
و ماه
زیبایش می کند.

ماه
به من می ماند
وقتی که در آغوش تو خدا می شوم!


بیهوده نیست که می گویم: عاشق ترینمت.

تا به بام برآیم
باز
می آفرینمت.

=====================
مهدی فلاحتی - واشینگتن -
۱۷ تیر ۹۴

 

کجاییم؟

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

نوشته شده توسط Administrator جمعه ۰۵ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۹:۱۵

نمی دانم کجایم

در کجای این شبیخونی که یک روز از بهارِ عمر هم نگذاشت

نه از رؤیای کوک وار

نه حتّا ساقه یی از باغِ پنداشت.

تو می دانی کجایی؟

دامن ات را هم تو قادر نیستی از بادِ پائیزش رهانی!

از کدامین سو می آید باد؟

دیرسالی ست این را هم ندانی!

------------------------

واشینگتن، ۷ خرداد ۹۴

   

صفحه 2 از 12