جانِ عاشق

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۲ نوشته شده توسط Administrator دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۶

جان

 

مثل گلبرگی ست تنها

مانده از شاخِ گلی در دست


جان

جیغِ نوزادی که مادرمُرده می آید به این دنیا

و نامش تا ابد

آه است


جان

شیونِ خاموشِ مادرهاست

که هرشب

از مزاری باز می آیند


جان

مثل رؤیایی ست در آوازِ جانبازانِ همدوشم

که با حسّی که هم تلخ است و هم شیرین

همیشه مانده در گوشم


جان

خانه است

پیرساله و تاریک

و تو آرزوی پنجره ها شی


جان دادنم زمانی ست،

که دلتنگِ تو باشم

و نباشی./

 

--------------------------

واشینگتن، 11 شهریور 96

 

 

انتظار

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

نوشته شده توسط Administrator جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۵۹

همینطور

رقصان که می بینی اش

در تهِ کوچه آرام در مِه فرو می رود

پشتِ وَهمِ چراغی که تنهاست.

و چشم انتظارانِ پشتِ همه شیشه ها

اگر هم بمانند تا صبح،

همین خالیِ کوچه پیداست.

نمی دانم اینان چرا یادشان نیست

- نجوای شبهای پیشین

که «چشم انتظاری، شبِ آخرین است»؟

و امشب هم، آری

چراغی که آنجاست،

وَهم آفرین است.

-------------------

واشینگتن، ۱۴/۱۱/۹۴

 

من که نبودم

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

نوشته شده توسط Administrator سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۵۹

 

این چه بساطی ست که بر پا شده؟
خانه ی بیمار مهیا شده

مملکت از هرچه هویّت تهی
هرچه دروغ است در آن جا شده

اولِ هرچیز، عرق ریختن
آخر هرچیز، چه حاشا شده!

«من نبُدَم آن که سپوزانده ات
خاطره یی بود که رؤیا شده!»

«من نبُدَم داد زدم زنده باد
گر که همه خاک به سرها شده»

«من نبُدم داد زدم مرده باد
همچو شعاری مگر انشا شده؟!»

«من که نگفتم که ببین: معجزه!
ماه، امامانه فریبا شده»

«من که فریبنده نگفتم سخن
لال شوم گر که دهان وا شده»

«من نبُدم؛ باد پیِ موش بود
خود به خود این وضع من و ما شده»

غصه مرا می کُشد آخر چنین
ویزِ مگس خوشترین آوا شده

زود به هجرت روم از این دیار
تا همه گویند دلش وا شده!

===================
واشینگتن، ۸ شهریور ۹۴

   

صفحه 1 از 12